بروسلوز، یكی از بیماری های مشترك بین انسان و حیوانات (زئونوز) است كه به صورت حاد، تحت حاد یا مزمن، عارض می‌شود و در حیوانات، بیشتر موجب گرفتاری دستگاه تناسلی ادراری و در انسان، معمولا باعث ایجاد تب، تعریق، ضعف و بیحالی و كاهش وزن ، می‌گردد و زیان های اقتصادی ناشی از آن را می‌توان بشرح زیر، خلاصه كرد:



1 ) در اثر سقط برّه ها و گوساله ها از جمعیت این حیوانات كاسته، می‌شود و نهایتا، موجب كاهش شیر و گوشت مورد نیاز مملكت می‌گردد

2 ) گوساله ها و برّه های نارسی كه زنده متولد می‌شوند در آینده، حیوانات ضعیف، كم شیر و كم گوشتی را تشكیل خواهند داد

3 ) دام های آلوده، دچار كاهش وزن و كاهش شیر می‌گردند و از این طریق نیز بر اقتصاد جامعه زیان هایی وارد میشود

4 ) هرچه شیوع بیماری در بین دام ها بیشتر باشد انسان های بیشتری را آلوده نموده و از طریق تحمیل مخارج درمان، و از كار انداختن نیرو و توان دامداران و كشاورزان ، زیان های فراوانی را به بار می‌آورد

5 ) بدون شك زیان های اقتصادی برای كشورهای در حال پیشرفت، زیان های سیاسی و وابستگی به كشورهای استثمارگر و فرصت طلب، را در پی خواهد داشت و آنان را از فرهنگ اصیل خود دور خواهد كرد.



شایان ذكر است كه این روز ها كه بحث جنگ بیولوژیك (Bioterrorism) ، بسیار قوت گرفته است از بروسلا ها و مخصوصا گونه های ملیتنسیس و سوئیس، به عنوان جنگ افزار های بیولوژیك (Biowarfare) بالقوه، یاد میشود. ولی اینكه آیا عملا چنین سلاحی تا به حال علیه انسان ها استفاده شده است یا خیر، مشخص نمی‌باشد.

عامل سببی بیماری را بروسلاها تشكیل می‌دهند. بروسلا ها باسیل های گرم منفی، كوچك، هوازی و غیر متحرّكی هستند كه فاقد كپسول و اسپور، می‌باشند. رشد آن ها كُند است ولی در محیط كشت Brucella Broth در دمای 37 درجه سانتیگراد و 7/6 H = به نحو مطلوبی رشد می‌نمایند. گونه های بروسلا در محیط كشت جامد، معمولا به صورت كُلنی های صاف، شفاف، آبی متمایل به سفید تا كهربایی، رشد می‌كنند. البته رشد بروسلا كنیس و بروسلا اوویس، به صورت كلنی های خشن و گاهی موكوئیدی میباشد.

گونه هایی از بروسلا كه به طور كلاسیك برای انسان، بیماریزا واقع می‌شوند عبارتند از بروسلا ملیتنسیس، بروسلا آبورتوس و بروسلا سوئیس. هرچند بروسلا كنیس نیز ممكن است بیماریزا واقع شود و در مجموع، سویه هایی از بروسلا كه در غشاء خارجی خود دارای لیپوپلی ساكارید كمتری هستند از ویرولانس كمتری نیز برخوردارند.

گونه های بروسلا میتوانند در گوشت یخ زده، به مدت سه هفته، در شیر خام به مدت 10 روز، در پنیر تازه تا سه ماه و در بستنی و خامه نیز تا مدتی زنده بمانند و در گوشت نمك زده نیز ممكن است تا مدتی مقاومت كنند ولی از طرفی به وسیله دود دادن، منجمد كردن و نمك زدن گوشت آلوده، تعداد آن ها در عرض چند روز، شدیدا كاهش می‌یابد.

این ارگانیسم ها در حرارت 60 درجه سانتیگراد یا در اثر مجاورت با فنول 1% در عرض 15 دقیقه از بین میروند ولی در طبیعت میتوانند تا مدت ها زنده بمانند. نور آفتاب به سرعت، باعث مرگ آنها میشود، شیره طبیعی معده در شرایط آزمایشگاهی، باعث كشته شدن بروسلا ها می‌گردد و بنابراین بسیاری از بیماران مبتلا به بروسلوز فعال، گروهی هستند كه دچار كاهش اسید معده میباشند و یا به علت ابتلاء به زخم معده، از آنتی اسید ها استفاده می‌نمایند و لذا كسانی كه آنتی اسید مصرف میكنند بایستی از خوردن شیر خام، پنیر تازه، بستنی غیر پاستوریزه و سایر لبنیات پاستوریزه نشده، خودداری نمایند.

سیر طبیعی
دوره نهفتگی بیماری معمولا 5 تا 60 روز و بیشتر بین 1 تا 2 ماه و ندرتا چند ماه است. به طور كلی در بسیاری از موارد، تعداد ارگانیسم های مهاجم بروسلایی، زیاد نبوده، دفاع بدن قوی است، گرانولوم هم تشكیل نمی‌شود و بهبودی، حاصل می‌گردد. ضمنا حتی زمانی كه تعداد ارگانیسم ها زیاد باشـد بـا درمان سریعی كه طی 4-3 هفته پس از شروع عفونت، آغاز گردیده و به مدت 8-6 هفته ادامه داده شود گرانولوم های كوچك، سریعا از بین می‌روند و بهبودی كاملی حاصل می‌شود ولی در صورتی كه تعداد ارگانیسم ها زیاد باشد و تحت درمان قرار نگیرد گرانولوم های كوچك، می‌تواند به یكدیگر پیوسته گرانولوم های بزرگتری را تشكیل دهند كه سرانجام، چركی شده به صورت منبعی برای باكتریمی های مكرر بعدی در می‌آیند. این بیماری ممكن است به صورت : ناخوشی تحت بالینی (ساب كلینیكال)، بروسلوز حاد و تحت حاد، بیماری موضعی (لوكالیزه)، بروسلوز عود كننده، بروسلوز مزمن، بیماری شبه بروسلوز، بروسلوز ناشی از تلقیح واكسن حیوانی عارض شود.

در مجموع، موارد بدون علامت بروسلوز، حدود 12 برابر موارد با علامت آن برآورد، شده است. عوارض بروسلوز حاد در 30-10 درصد موارد، بروز می‌نماید. این عوارض در هر عضو یا سیستمی و در هر مرحله ای از بیماری و حتی در بیمارانی كه تحت مراقبت هستند می‌تواند بروز نماید و از طرفی ممكن است این بیماری از ابتدا با بعضی از عوارض خود ظاهر شود. حتی بدون توسل به روش های درمانی، بیماری بروسلوز، تنها در 15% موارد تا بیش از سه ماه، ادامه می‌یابد و میزان مرگ ناشی از بیماری حاد، در حدود 2% میباشد.

این بیماری در تمام نقاط دنیا وجود دارد و هر یك از گونه های مختلف بروسلا در منطقه ای از جهان دارای وفور بیشتری میباشد. در حال حاضر بروسلوز انسانی به نحو شایعی از روسیه، آفریقا، خاورمیانه، هند، اروپا و آمریكا گزارش می‌گردد و طبق گزارش های سازمان جهانی بهداشت، سالیانه حدود 500000 مورد به آن سازمان گزارش میشود و گونه ملیتنسیس، شایعترین گونه بروسلا میباشد.

روند زمانی
در فصل بهار و تابستان كه در واقع فصل حاملگی و زایمان دامها است در اثر تماس با ماحصل حاملگی سقط شده و امثال آن كه طی اپیدمی های بروسلوز حیوانی، رخ میدهد تماس چوپانان و صاحبان دام های آلوده با آنها و مصرف لبنیات آلوده این دام ها بوسیله سایر افراد، موجب بروز موارد زیادی از بروسلوز حاد می‌گردد. حالت فصلی بیماری در كانون های بروسلوز گوسفندی و تا حدودی كانون های بزی، مشخص تر و بارزتر از كانون های گاوی میباشد و در این رابطه عوامل چندی دخالت دارد كه یكی از آنها دوران شیردهی طولانی گاوها است.

در كشورهای پیشرفته صنعتی نسبت ابتلاء مردان به زنان در حدود 5 به 1 تا 6 به 1 و میزان گرفتاری كودكان، خیلی كمتر از بزرگسالان، گزارش گردیده است ولی در كشور های در حال پیشرفت، این نسبت ها به هیچ وجه، صدق نمی‌كند و تنها تا حدودی كه بیماری، در رابطه با مشاغل مردانه ای نظیر سلاخی و قصابی است ممكن است مصداق داشته باشد0 براساس بررسی های چندی كه در نقاط مختلف ایران شده است، گروه سنی 19-15 ساله ایرانی، بیشتر از سایر گروه های سنی، در معرض خطر ابتلاء به بروسلوز، قرار داشته و نسبت ابتلاء به بروسلوز، در كودكان ایرانی بر خلاف گزارش های كشور های خارج، چندان كمتر از بزرگسالان نمیباشد و اختلاف چندانی در توزیع جنسی بیماری نیز به چشم، نمی‌خورد و اگر هم اختلاف ظاهری وجود داشته باشد بیشتر به خاطر شیوع موارد بدون علامت بروسلوز در بین كودكان و عدم تشخیص بیماری در آنان است. یادآور میشود كه این موضوع، منحصر به كشور ما نمی‌باشد و طی مطالعات متعددی مشخص شده است كه در مناطق آندمیك بروسلوز و مخصوصا زمانی كه بروسلا ملیتنسیس، گونه شایع را تشكیل میدهد بروسلوز، در اطفال نیز شایع است.

این بیماری در رابطه با مشاغلی نظیر كشاورزی، سلاخی، قصابی، مهندسی كشاورزی و كار در آزمایشگاه های تشخیصی، می‌باشد. در سلاخان، قصابان و كارگران مسئول بسته بندی گوشت و كلیه افراد دیگری كه به نحوی با گوشت خام تماس دارند (از جمله خانم های خانه دار) نیز بروسلا میتواند از طریق پوست ناسالم و ملتحمه ، وارد بدن بشود. دامپزشكان و كارشناسانی كه در برنامه های كنترل بروسلوز، شركت می‌كنند به علت تلقیح اتفاقی واكسن های زنده ضعیف شده به خودشان یا آلودگی ملتحمه با چنین واكسن هایی در معرض خطر بیشتری قرار دارند. اپیدمی های بروسلوز، همواره ناشی از مصرف شیر غیر پاستوریزه، خامه، پنیر و بستنی بوده است.

در حال حاضر بروسلوز انسانی، در كشورهای صنعتی، بیشتر در كارگران كشتارگاه ها و قصابان، عارض می‌گردد و بروسلا ملیتنسیس، شایعترین گونه بروسلا در سطح جهان میباشد. در كشور ایران بیشتر بیماران مبتلا به بروسلوز را كشاورزان، دامداران و افرادی كه از فراورده های دامی پاستوریزه نشده، استفاده می‌نمایند تشكیل میدهند و گاهی با توجه به سابقه دقیق، میتوان محل و زمان و نوع لبنیات آلوده و حتی حیوان مبتلا را شناسایی نمود. این بیماری در ایران ناشی از گونه ملیتنسیس است ولی با توجه به اینكه بروسلا آبورتوس را نیز به فراوانی از گاو های نقاط مختلف كشور، جدا نموده اند بعید نیست كه مواردی از بروسلوز ناشی از گونه آبورتوس نیز در بین افراد ایرانی، بروز نماید ولی به علت اشكالات تكنیكی آزمایشگاهی، تشخیص داده نشود و یا به علت خفیف بودن علائم بالینی ، جلب توجه، ننماید.

راه های انتقال بروسلوز، در اطفال
1 ) تغذیه با شیر خام در دوران شیرخوارگی و بعد از آن

2 ) مصرف لبنیات خام، نظیر پنیر و خامه روستایی

3 ) خوردن دنبلان آلوده ای كه خوب پخته نشده باشد

4 ) تماس مستقیم با نوزادان تازه متولد شده حیوانات (گوساله، بزغاله، بره)

5 ) تماس مستقیم با نسوج حیوانی آلوده، نظیر مثانه حیوانات ذبح شده

6 ) از طریق افشانه های (آئروسل) موجود در هوای آغل و اصطبل

7 ) به هنگام بازی با وسایل كشاورزی، از طریق پوست آسیب دیده

8 ) از طریق پاها و دست های ترك خورده كودكان روستایی

9 ) تغذیه با شیر آلوده مادر و انتقال داخل رحمی را نیز در بروسلوز مادرزادی (Congenital) ، دخیل دانسته اند.

در مجمـوع، بروسلوز اطفال، ارتباطی به شغل ندارد و در واقع، نوعی بیماری منتقله از طریق مواد غذایی (Food-borne) به حساب می‌آید.

منابع و مخازن، نحوه انتقال بیماری و دوره قابلیت سرایت
مخازن اصلی بیماری را پستاندارانی نظیر گاو، گوسفند و . . . تشكیل می‌دهد. بیماری از طریق دستگاه گوارش، دستگاه تنفس، خراش های پوستی، ملتحمه چشم، مقاربت، انتقال خون، مغز استخوان و جفت، منتقل می‌شود.

پیشگیری و كنترل
پیشگیری اولیه به منظور حفظ سلامتی افراد سالم


1 ) شناسایی حیوانات آلوده، با استفاده از آزمایش های سرمی و جداسازی آنها از سایر حیوانات

2 ) واكسیناسیون حیوانات واجد شرایط

3 ) آموزش كلیاتی در باره بیماری و راه های پیشگیری از آن به افراد در معرض خطر و در مناطق بومی، به عامه مردم

4 ) پاستوریزه كردن لبنیات

5 ) خود داری از مصرف محصولات دامی خام، دست زدن به لاشه های آلوده، استفاده از وسایلی نظیر دستكش و عینك حفاظتی در تماس های شغلی

6 ) آموزش روحانیون و معلمین محلی و اخذ كمك از آنها به منظور ارتقاء آگاهی های افراد بومی، نسبت به بیماری، و راه های پیشگیری آن

7 ) بیمه كردن دام های روستاییان و دامداران و تحویل دام های سالم در مقابل اخذ دام های آلوده آنها یا پرداخت غرامت مناسب به آنان

پیشگیری ثانویه به منظور بازگرداندن سلامتی افراد بیمار و جلوگیری از بروز عوارض
هرچند تشخیص و درمان بروسلوز انسانی، تاثیر چندانی بر كنترل بیماری ندارد ولی از آنجا كه درمان زودرس، مانع بروز عوارض میشود و از مزمن شدن بیماری جلوگیری مینماید حائز اهمیت است و بایستی به نحو كاملی صورت گیرد.

پیشگیری ثالثیه، به منظور جلوگیری از پیشرفت عوارض و زمینگیر شدن بیمار
در صورت بروز عوارض خطیری نظیر گرفتاری مهره ای، استئومیلیت و . . . بایستی هرچه سریع‌تر با درمان دارویی و مداخله جراحی، از پیشرفت بیماری و بروز عوارض زمینگیر كننده، جلوگیری نمود.

سایر اقدامات كنترلی
اقداماتی كه طی طغیان ها، همه گیری های بیماری باید انجام داد
به منظور پیدا كردن منبع اصلی عفونت كه معمولا شیر و فراورده های غیر پاستوریزه از گله های آلوده است باید به جستجو پرداخت. فراورده های لبنی آلوده را باید از فروشگاه ها جمع آوری كرده و از تولید مجدد آنها نیز ممانعت به عمل آورد مگر اینكه از روش های قابل قبول بهداشتی، نظیر پاستوریزه كردن، استفاده نمایند.

تشخیص بروسلوز
از آنجا كه بروسلوز، در اغلب موارد با علائم و نشانه های غیر اختصاصی نظیر تب، لرز، آرترآلرژی و تعریق شبانه، تظاهر مینماید در صورت مواجه شدن با بیمارانی كه دچار این علائم هستند باید در مورد احتمال تماس با بروسلا حتما سئوالاتی بنمائیم و در بالین این بیماران باید سئوالاتی در مورد شغل، مصرف لبنیات غیرپاستوریزه، مسافرت اخیر به مناطق آندمیك بروسلوز یا تماس با احشام یا سگ، مطرح كنیم. البته تشخیص افتراقی بروسلوزحاد در مراحل اولیه بیماری كه بیماریهای دیگر نظیر تیفوئید و سل و سایر امراض مولد تب طولانی هم مطرح میباشد قدری مشكل است و از طرفی بروسلوز مزمن همراه باتب، اسپلنومگالی و هیپراسپلنیسم ممكن است با كالاآزار، اشتباه شود و حتی در مناطق آندمیك، گاهی هر دو بیماری بطور همزمان در یك بیمار عارض میگردد. همچنین اسپوندیلیت بروسلائی، شباهت زیادی به اسپوندیلیت سلی و استئیت تیفوئیدی دارد و تنها گاهی با توجه به یافته های رادیوگرافیك، از این بیماری ها قابل افتراق میباشد.

بطور كلی با توجه به اینكه این بیماری، میتواند با چهره اسپوندیلیت، كلاپس مهره ای ، سایر ضایعات مهره ای، آبسه پاراورتبرال، ساكروایلئیت، استئومیلیت، آرتریت، كوندریت ، دیسفاژی، مننژیت، مننگوآنسفالیت فلج اسپاستیك و سایر انواع فلج ها، اختلال اسفنگتری ، نورز، پسیكوز، آندوكاردیت، میوكاردیت، پریكاردیت، پنومونیت، برونكوپنومونی، پلورزی، آمپیم، ترومبوز ورید های عمقی، كلسیفیكاسیون كلیه، اختلال كلیوی، هیدرونفروز، سیستیت، كولانژیت، هیپراسپلنیسم، اوئیت، گلوكوم، هیپرسانسیتیویته، پورپورا و پتشی ، آنمی، پان سیتوپنی، پاروتیت و 000 تظاهر نماید مخصوصا در مملكت ایران و بویژه در مناطق هیپرآندمیك به هنگام مواجهه با این چهره ها باید تشخیص بروسلوز را نیز مطرح نمائیم.

معیارهای عینی مفید جهت ارزیابی احتمال وجود بروسلوز، شامل علائم فیزیكی، كشت و تستهای سرولوژیك، میباشد و آزمایشات خون محیطی، معمولا كمكی به تشخیص نمیكند و حتی گاهی گمراه كننده نیز میباشد. مثلا در بروسلوز حاد، وجود لنفوسیت آتیپیك، ممكن است به مونونوكلئوز عفونی نسبت داده شود با اینحال یافته های نادر ولی مهم هماتولوژیك بروسلوز، شامل آنمی ناشی از هیپراسپلنیسم و ترومبوسیتوپنی میباشد و در بروسلوز خیلی حاد، اریترو فاگوسیتوز با تغییراتی در مغز استخوان كه شبیه هیستیوسیتوز است نیز گزارش گردیده است. البته آنمی در بیماری بروسلوز بدون عارضه، نه اهمیتی دارد و نه شایع است ولی درصورت بروز عوارضی نظیر آندوكاردیت و هیپراسپلنیسم بروسلائی، آنمی با شدت متوسطی بروز خواهد كرد.

تعداد گلبولهای سفید خون محیطی، معمولا كاهش یافته و یا طبیعی بوده معمولا لنفوسیتوز نسبی، عارض میگردد و شواهدی دال بر وجود یك عامل سمی ضد گلبولهای سفید پلی مرفونوكلئری، موجود میباشد و ضمنا علاوه بر لنفوسیتوز نسبی، لنفوسیت آتیپیك نیز در خون محیطی، یافت میگردد.

در التهابات حاد و منجمله در بروسلوز، CRP قبل از بالا رفتن ERS مثبت میشود و با بهبود بیماری نیز قبل از ESR طبیعی میگردد.

سرعت رسوب گلبول های قرمز (ESR) در بروسلوز، ممكن است طبیعی یا افزوده شده باشد. هرچند طی مطالعه ای مشخص شده است كه ارتباطی بین سرعت رسوب گلبولهای قرمز و دوره بیماری و عوارض بروسلوز، وجود ندارد.

كشت نمونه ها:
در صورتی كه مشكوك به بروسلوز هستیم باید آزمایشگاه میكروبیولوژی را آگاه نمائیم تا جهت اثبات آن از محیط كشت مناسب، استفاده نمایند و احتیاط های لازم به هنگام تماس با نمونه هائی كه احتمالا حاوی بروسلا هستند را بعمل آورند.

تشخیص قطعی بروسلوز، با یافتن ارگانیسم ها در نمونه خون، مایعات بدن و نمونه های بافت، حاصل میشود. بطوری كه در مبتلایان به بروسلوز حاد ناشی از گونه ملیتنسیس كشت خون در 70% موارد و كشت مغز استخوان در 90% موارد، مثبت میگردد. البته كشت خون در مبتلایان به بروسلوز تحت حاد ناشی از گونه ملیتنسیس، با شیوع چندانی مثبت نمیشود ولی انجام آن قابل توصیه است. ضمنا در عفونت ناشی از بروسلا آبورتوس، كشت خون حتی در بهترین شرایط، در اغلب موارد منفی میشود. در صورت امكان باید از محیط كشت Castanedae كه نوعی محیط Biphasic است استفاده، نمائیم. شایان ذكر است كه كشت مغز استخوان، حتی در صورت منفی بودن كشت خون، ممكن است مثبت باشد و تا مدتی پس از دریافت آنتی میكروبیال نیز مثبت باقی بماند و در مجموع، با پیشرفت بیماری از شیوع باكتریمی كاسته میشود و لذا ممكن است ارگانیسم ها را تنها بتوان از عقده های لنفاوی آلوده یا گرانولوم های موجود در كبد و طحال و استخوان یافت نمود و در مجموع، فقط 20 - 15% موارد بروسلوز را میتوان بوسیله كشت نمونه ها به اثبات رساند و اغلب موارد بیماری بوسیله تست های سرولوژیك، تشخیص داده میشود. در صورتی كه محیط كشت كاستانیدا در دسترس نباشد میتوان از محیط كشت معمولی حاوی بروس سرم دكستروز، استفاده نمود و از آزمایشگاه، خواست هفته ای دو مرتبه از این محیط، به محیط آگار SD كشت دهند و از آنجا كه بروسلا به كندی در محیط كشت، رشد می كند باید نمونه را به مدت حداقل 8ـ6 هفته انكوبه كنیم، هر چند با بهره گیری از سیستم رادیومتریك، (نظیر BACTEC و ایزولاتور Dupont) میتوان ارگانیسم های كشت داده شده را در عرض كمتر از 10 روز، جدا نمود. تشخیص فرضی گونه های مختلف بروسلا براساس ویژگیهای مرفولوژیك و سرولوژیك، ممكن میباشد ولی تشخیص قطعی آنها نیازمند شیوه هائی نظیر متابولیسم اكسیداتیو، فاژتایپینگ و ژنوتایپینگ، میباشد. ضمناباید توجه داشته باشیم كه گاهی بروسلاها در آزمایشگاه با ارگانیسم هائی نظیر Moraxella phenylpyruvica ممكن است اشتباه شوند.
تستهای سرولوژیك
در بروسلوز حاد انسانی، ابتدا IgM افزایش می یابد و گاهی IgM تنها ایمونوگلوبولینی است كه در هفته های اول بیماری یافت میشود و میزان آن در عرض سه ماه پس از شروع عفونت افت میكند. در حالیكه آنتی بادی IgG از هفته دوم به بعد شروع به افزایش میكند و در موارد درمان نشده، به مدت حداقل یكسال در حد بالائی باقی می ماند ولی در بیمارانی كه بنحو كاملی درمان شده اند میزان آن در عرض شش ماه تا یكسال پس از شروع بیماری به حداقل رسیده و یا كاملا محو میگردد و لذا تداوم افزایش این آنتی بادی، ممكن است ناشی از تداوم ارگانیسم های زنده داخل سلولی در نسوج رتیكولوآندوتلیال یا سایر كانون های عفونت، باشد. همچنین آنتی بادی IgA هفته ها بعد از ظاهر شدن IgG قابل بررسی است و فاقد ارزش تشخیصی، میباشد.

طی عفونت مجدد یا تشدید (Exacerbation) عفونت قبلی عیار آنتی بادی IgG و احتمالا آنتی بادی IgM ضد بروسلائی، افزایش می یابد ولی میزان افزایش IgM در عود بروسلوز، مورد بحث صاحبنظران میباشد و مطالعات اخیر، حاكی از آنست كه طی عود بروسلوز، فقط IgG افزایش می یابد.




انواع تستهای سرولوژیك بروسلوز


1 ) تست آگلوتیناسیون داخل لوله ای استاندارد (STA) یا تست رایت كه IgM و IgG را مورد ارزیابی، قرار میدهد.
2 ) تست آگلوتیناسیون 2ME كه IgG را بررسی مینماید.
3 ) تست كمبس رایت (Coombs Test) كه عمدتا نشان دهنده آنتی بادیهای كلاس IgG است. هرچند در صورتیكه در زمینه تست رایت مثبت، اشتباها كمبس رایت نیز انجام شود تمامی آنتی بادی های شركت كننده در تست رایت، بنحو اولی، در این تست نیز شركت خواهند نمود.
4 ) تست فیكساسیون كمپلمان كه نشان دهنده آنتی بادی های كلاس IgG میباشد.
5 و6 ) تست های رادیوایمونواسی و ELISA كه حساسیت و ویژگی آنها نسبت به تست استاندارد و فیكساسیون كمپلمان بیشتر است و نشان دهنده هر دو ایمونوگلوبولین M و G میباشند0 ولی جهت بررسی یك كلاس بخصوص ایمونوگلوبولین هم قابل تنظیمند و لذا با این تستها میتوان به آسانی بروسلوز حاد را از مزمن و نیز حمله حاد در زمینه مزمن را باز شناخت. به عبارت دیگر آنتی بادیهای اختصاصی ضد بروسلائی نوع IgM ، IgG و IgA را میتوان به روش رادیوایمونواسی، مورد بررسی قرارداد. البته مشكلات مربوط به آنتی بادی های بلوكان و غیرآگلوتینه كننده (Nonagglutinating) دراین تست ها وجود ندارد و در مرحله حاد یا مزمن بیماری میتوان آنتی بایهای اختصاصی را بطور جدا گانه، بررسی كرد و زمانی كه تفسیر تست های آگلوتیناسیونی، با ابهاماتی مواجه شود میتوان پاسخ را با انجام تست الیزا قطعی نمود.

تست الیز نیز میتوان با بررسی IgM یا IgG حالت حاد و مزمن بروسلوز را تفكیك نمود ولی این تست با یرسینوز نیز واكنش متقاطع، نشان میدهد.
7 ) تست رزبنگال، رینگ تست و آگلوتیناسیون روی لام كه روش های آگلوتیناسیون سریع (Rapid) میباشند.

تست رایت (Standard Tube Agglutination Test)

گرچه روش های چندی برای اندازه گیری آنتی بادی های ضد بروسلائی، ابداع شده است ولی تست استاندارد آگلوتیناسیونی داخل لوله ای STA (یا تست رایت) متداولترین تستی است كه مورد استفاده قرار میگیرد و حدود 97% موارد بروسلوزی كه از طریق كشت، به اثبات رسیده است به وسیله این تست، عیار افزاینده چهار برابر یا بیشتر را نشان میدهد.

آنتی ژنی كه در این تست استفاده میشود از بروسلا آبورتوس تهیه میشود. زیرا این آنتی ژن با آنتی بادی های ضد بروسلا آبورتوس، ملیتنسیس و سوئیس، واكنش نشان میدهد ولی قادر به ایجاد واكنش با آنتی بادی های ضد بروسلا كنیس نمیباشد و لذا در صورت ظن وجود بروسلا كنیس، باید از تست های سرولوژیك ویژه این بروسلا كه بعدا ذكر خواهد شد استفاده گردد.




بسیاری از منابع معتبر طب عفونی و گرمسیری كه در كشورهای خارج، تالیف گردیده است عیار 160: 1 یا بیشتر در تست رایت یا افزایش چهار برابر عیار آنتی بادی در افرادی كه بیماری آنها اخیرا حادث شده است را نشان دهنده عفونت قبلی یا فعلی بروسلائی، دانسته اند. هرچند در بیماران مبتلا به بروسلوزی كه مدتی پس از شروع بیماری مراجعه نموده اند عیار آنتی بادی ها در حد بالائی قرار داشته و در تست رایت و 2ME عیار 640 : 1 یا بالاتر مشاهده شده است و بنابراین در اغلب بیماران، عیار آنتی بادی ها در حدی است كه بحثی از حداقل عیار با ارزش و افزایش چهار برابر عیار اولیه، پیش نخواهد آمد. با این وجود به دلایلی كه بعدا ذكر خواهد شد، حداقل عیار باارزش تست رایت در ایران، قدری پائینتر از 160 : 1 در نظر، گرفته میشود.

زمان مثبت شدن تست رایت :

در اكثر بیماران مبتلا به بروسلوز، طی هفته های اول تا دوم بیماری، عیارتست رایت ، افزایش می یابد و تقریبا در 80% موارد، عیار آگلوتینین های سرم، در مرحله حاد بیماری به هشت برابر یا بیشتر افزوده میشود و بطور كلی تست رایت، در 97% این بیماران در عرض سه هفته پس از آغاز بیماری، تنها با آزمایش یك نمونه سرم، نتیجه مثبتی را نشان خواهد داد و با انجام تستهای مكرر، در كمتر از 7% موارد، به نحو كاذبی منفی خواهد بود.

تغییر در عیار تست رایت :

تغییر در عیار تست رایت، زمانی با ارزش و مهم تلقی میشود كه افزایشی به میزان چهار برابر یا بیشتر، مشاهده شود و عیار اولیه حداقل 40 : 1 یا بیشتر، به 160 : 1 یا بیشتر، افزایش یابد. به عبارت دیگر، هرچند عیار 160 : 1 یا بیشتر، این تست در منابع خارجی ، مثبت تلقی میشود و نشان دهنده تماس فعلی یا قبلی با ارگانیسم های بروسلائی یا آنتی ژنهائی كه با این ارگانیسم ها واكنش متقاطع دارند، میباشد ولی افزایش چهار برابر یا بیشتر در عیار آنتی بادی های ضد بروسلائی در نمونه سرمی كه 4ـ1 هفته بعد بررسی شود حاكی از تماس اخیر با بروسلا یا آنتی ژن های شبه بروسلائی، خواهد بود. البته نمونه های سرمی باید طی یك روز و در یك آزمایشگاه، مورد بررسی قرار گیرد و در مجموع ، عیارتست رایت، در اغلب مبتلایان به بروسلوز حاد در عرض 2 - 1 هفته افزایش می یابد و تقریبا در كلیه مبتلایان به این بیماری در عرض سه هفتـه پس از شــــروع بیماری، تغییـــرات سرمی (Seroconversion) حاصل خواهدشد.

مثبت های كاذب تست رایت :

1 ) ابتلاء به وبا.
2 ) ابتلاء به تولارمی.
3 ) ابتلاء به عفونت ناشی از یرسینیا آنتروكولیتیكا.
4 ) تماس با واكسن های حاوی ویبریو كلرا، فرانسیسلا و یرسینیا.
5 ) عفونتهای ناشی از گونه های سالمونلا، پسودومونامالتوفیلا و اشریشیای O116
6) تست بروسلین.

درصورتی كه مثبت شدن تست رایت، ناشی از وجود آنتی بادی های غیر بروسلائی باشد عیار این آنتی بادی ها در تستهای آگلوتیناسیونی مربوطه، بالاتر از عیاریست كه در تست رایت، مشاهده میشود و مثلا در مبتلایان به تولارمی، عیار تست رایت، پائین تر از عیارتست آگلوتیناسیونی تولارمی، خواهد بود، زیرا مثبت های كاذب، در اثر مداخله آنتی بادیهای هترولوگ و مثبت های واقعی، ناشی از آنتی بادی های همولوگ بوده، عیار نوع هترولوگ، هرگز به اندازه نوع همولوگ، افزایش نمی یابد و لذا انتظار میرود مثبت های كاذب، همواره از عیار پائین تری برخوردار باشند.

منفی های كاذب تست رایت:


1 ) سرم مبتلایان به بروسلوز ناشی از گونه كنیس، معمولا آنتی ژن استاندارد بروسلا را آگلوتینه نمی كند زیرا با یكدیگر، تشابه آنتی ژنی ندارند و لذا یكی از مواردی كه موجب بروز پاسخ منفی كاذب، میشود ابتلاء به بروسلوز ناشی از گونه كنیس میباشد و همان طور كه قبلا نیز ذكر شد جهت تشخیص این نوع، بیماری، باید از تست های اختصاصی، استفاده نمود.

2 ) زمانی كه سرم بیمار، تابیش از 320 : 1 و به قولی 1280 : 1 در آزمایشگاه، رقیق نشود به علت احتمال بروز واكنش پروزون، نتیجه آزمایش، ممكن است به نحوكاذبی منفی ، گزارش شود.

3 ) در موارد مزمن بیماری به علت پائین، بودن میزان IgM یا عدم وجود آن و دخالت ایمونوگلوبولین های ناقص در واكنش و اشغال گیرنده های آنتی ژنی بوسیله آنها واكنش آگلوتیناسیون ممكن است صورت نگیرد و سومین مورد منفی كاذب را تشكیل دهد. هرچند در چنین مواردی با توسل به آزمایش كمبس رایت و استفاده از آنتی هیومن گلوبولین ، میتوان از بروز چنین واكنشی جلوگیری كرد.

4 ) درموارد نقص سیستم آنتی كرسازی و كمبود گاماگلوبولین ها نیز منفی كاذب به بار می آید.

5 ) در صورتی كه قبل از تشكیل آنتی بادی كافی (مثلا اوائل بیماری حاد) تست رایت، انجام شود به دلیل عدم تولید آنتی بادی های اختصاصی، نتیجه منفی به بار خواهد آمد.




رابطه عیار تست رایت با شدت بیماری :

ارتباطی بین عیار تست رایت و شدت بیماری و جود ندارد و حتی در مبتلایان بدون علائم بالینی هم ممكن است عیار آن به حد اكثر برسد.
تست 2 - مركاپتواتانول (2ME) :

تست 2ME نوعی آزمایش آگلوتیناسیونی است كه در حضور 2 - مركاپتواتانول، صورت میگیرد0 این ماده باعث غیر فعال شدن مولكول های IgM میشود و تاثیر خود را از طریق متلاشی كردن پیوند های دی سولفیدی مولكول IgM اعمال مینماید و لذا پس از حذف IgM در صورت وجود IgG در واكنش، شركت میكند و با این روش، مورد سنجش قرار میگیرد.

همانطور كه قبلا نیز اشاره شد در تست آگلوتیناسیون رایت، هر دو ایمونوگلوبولین G و M شركت میكنند و لذا به منظور مشخص كردن اجزاء شركت كننده در این تست، میتوان از آزمون 2ME استفاده نمود. به این ترتیب كه اگر قبل از اضافه كردن 2ME عیار تست رایت، بالغ بر 80 : 1 و بعد از افزودن 2ME كاهش یافته و به 10 : 1 برسد به این معنی است كه تقریبا تمامی ایمونوگلوبولین موجود در لوله آزمایش، از نوع IgM است ولی اگر بعد از اضافه كردن 2ME عیار 80 : 1 كاهش نیابد، دلیل بر اینست كه تمامی ایمونوگلوبولین شركت كننده در واكنش از نوع IgG میباشد.

موارد كاربرد تست 2- مركاپتواتانول :


1 ) بعنوان یك آزمایش تكمیلی برای تفكیك بروسلوز حاد از مزمن و یا تماس قبلی با آنتی ژن بروسلا به كار میرود. چرا كه در موارد درمان شده بیماری، مقدار آن در عرض شش ماه به حداقل میرسد و یا كاملا محو میگردد. عیار 160 : 1 یا بالاتر این تست كه به مدت بیش از یكسال پس از شروع بیماری ادامه یابد حاكی از عدم بهبود بروسلوز میباشد و از طرفی عیار كمتر از 160 : 1 در تست 2ME كه به فاصله بیش از یك سال پس از شروع بیماری انجام شده باشد قویا بر علیه تشخیص بروسلوز مزمن، میباشد.

2 ) در بروسلوز مزمن، در صورت عدم تغییر در عیار تست رایت و ثابت ماندن عیار قبلی، عینی ترین، دلیل وجود عفونت فعلی یا اخیر شامل بالا بودن عیار آگلوتیناسیون 2ME میباشد و در مجموع، گرچه عیار 160 : 1 یا بالاتر تست رایت، حاكی از تماس قبلی با بروسلا یا آنتی ژنهائی كه با بروسلاها واكنش متقاطع دارند میباشد یك عیار واحد 160 : 1 یا بالاتر در تست 2ME حاكی از وجود عفونت فعلی یا اخیر، میباشد.

3 ) سودمندترین آزمون بررسی پاسخ درمانی بروسلوز، به حساب می آید و لذا به این منظور نیز به كار برده میشود.

زمان مثبت شدن تست 2ME :


در طول هفته های اول تا دوم بیماری، ایمونوگلوبولین M افزایش می یابد و 3 - 2 هفته پس از شروع بیماری مقدار IgG نیز افزوده میشود. از طرفی با تشخیص بموقع و درمان سریع و كافی بروسلوز، آنتی كرهای IgG در عرض 12 - 6 ماه از سرم، محو میگردند ولی در صورتی كه بیماری تشخیص داده نشود و تحت درمان، قرار نگیرد در بالغ بر 15% موارد، سیر آن ادامه یافته آگلوتینین های نوع IgG در سطح بالائی باقی خواهد ماند. در حالیكه بالا بودن مقدار IgM ممكن است امری عادی باشد بطوری كه در عده زیادی از مبتلایان به بروسلوز، حتی پس از درمان كامل بیماری عیار آگلوتینین های IgM و در نتیجه عیار تست رایت به مدت چندین سال، مثبت باقی می ماند و عیار 160 : 1 یا كمتر در كارگران كشتارگاه ها شایع میباشد و با اضافه كردن ماده 2ME میتوان به این موضوع پی برد.

عیار با ارزش تست 2ME :

عیار 160 : 1 یا بیشتر در تست 2ME نمایانگر عفونت بدون علامت فعلی و در صورت وجود علائم بالینی، نشان دهنده عفونت فعال فعلی میباشد ولی عیارهای 80 : 1 و 40 : 1 ندرتا ممكن است نشان دهنده عفونت های مهم اخیر باشد و بالاخره در بیمارانی كه پس از گذشت سه هفته هنوز 2ME آنها بالغ بر20 : 1 یاكمتر باشد احتمال دخالت بروسلا بعنوان عامل مولد، بیماری تا حدود زیادی نفی میگردد. این تفاسیر، ممكن است در مورد بیماران مبتلابه بروسلوز ناشی از گونه آبورتوس، صدق كند ولی در مبتلا یان به بروسلوز ناشی از گونه ملیتنسیس به علت كثرت آنتی ژن M و قلت آنتی ژن A (بر خلاف آبورتوس) و استفاده از آنتی ژن بروسلا آبورتوس در آزمایشات سرولوژیك، بنظر میرسد در صورت وجود علائم بالینی منطبق بر بروسلوز، عیار های پائینتر نیز، با ارزش باشد زیرا هیچگاه نمیتوان انتظار داشت با آنتی ژن بروسلا آبورتوس، عیار واقعی آنتی كرهای ضد بروسلا ملیتنسیس، سنجیده شود. از طرفی اگر بتوان در كشور هائی مثل ایران كه تمامی موارد بروسلوز انسانی، ناشی از گونه ملیتنسیس است جهت سنجش عیار ها از آنتی ژن ملیتنسیس، استفاده كنیم در اینصورت تفسیر های فوق، در مملكت ما نیز ممكن است صحیح باشد. البته نظر به اینكه تماس با این آنتی ژن به هنگام تهیه آن خطراتی را بدنبال خواهد داشت از ساختن آن حتی در ایران كه در اغلب موارد با بروسلوز انسانی ناشی از گونه ملیتنسیس، مواجه هستیم اجتناب میشود.

توضیح اینكه آنتی ژنهای A و M در سه گونه اصلی بروسلا مشترك است بطوری كه در بروسلا آبورتوس، آنتی ژن A بیشتر از M و در بروسلا ملیتنسیس، آنتی ژن M بیشتر از A میباشد و بروسلاسوئیس، از نظر آنتی ژنی، نظیر بروسلا آبورتوس است. از طرفی در حال حاضر بطور كلی از آنتی ژن بروسلا آبورتوس برای تشخیص انواع بروسلوز، استفاده میشود ولی غیر از بروسلوز ناشی از گونه آبورتوس، در انواع دیگر بروسلوز، عیار كمتری را نشان میدهد و در صورتیكه از آنتی ژن های اختصاصی، استفاده شود عیار آگلوتینین بالاتری را نشان خواهد داد و این واقعیت در جدول 9ـ مشخص شده است.

همانطوركه درجدول 9ـ ملاحظه میگردد هرگاه عیار آنتی بادی های آگلوتینه كننده ناشی از گونه ملیتنسیس را با آنتی ژن آبورتوس بسنجیم تقریبا نصف رقم حقیقی را نشان خواهد داد و این موضوع، در مورد عیار آنتی بادی های بروسلا آبورتوس به هنگام سنجش آنها باآنتی ژن ملیتنسیس نیز صدق میكند.

جدول 9ـ مقایسه نتایج تستهای سرولوژیك در رابطه با استفاده از آنتی ژن بروسلا آبورتوس (A) و بروسلا ملیتنسیس (M) در دو گروه بیمار

بیماران گروه دوم بیماران گروه اول بیماران
تست ها آنتی ژن A آنتی ژن M آنتی ژن A آنتی ژن M
تست رایت 1:640 1:320 1:160 1:320
تست كمبس رایت 1:1280 1:640 1:640 1:1280
فیكساسیون كمپلمان 1:16 0 1:16 1:16
باكتریولوژی بروسلا آبورتوس تایپ 1 بروسلا ملیتنسیس تایپ 1

در جدول 10 مقایسه ای بین كشتهای مثبت خون، بعنوان شاخص وقوع حتمی بروسلوز و عیار های مختلف تست 2ME بعمل آمده است و همانطور كه از متن آن استنباط میگردد بیش از 58% موارد كشت خون مثبت در بیمارانی كه در بیمارستان لقمان حكیم مطالعه نموده ایم در رابطه با عیار های 2ME مساوی یا كمتر از 80 : 1 بوده و این رقم در سوابق كشتهای مثبت چهار ساله انستیتورازی حتی به 75% هم میرسد و بنابراین ملاحظه، میشود كه عبارت " عیار های 40 : 1 تا 80 : 1 ندرتا ممكن است نشان دهنده عفونت های مهم اخیرباشد" در بیماران ایرانی، به هیچ وجه صدق نمیكند و اگر بخواهیم بر این باور باشیم و براساس این ضابطه عمل كنیم در واقع باید حدود 75% كشتهای مثبت را نادیده گرفته و از درمان این بیماران خودداری كنیم، از طرفی اگر بگوئیم از آنجا كه بسیاری از بیماران مبتلا به بروسلوز ناشی از گونه ملیتنسیس در این مملكت، واجد عیار 2ME كمتر از 160 : 1 هستند، نباید بر عیار160 : 1 و بالاتر، تاكید كنیم بلكه در صورت وجود علائم بالینی و سوابق اپیدمیولوژیك منطبق بر بروسلوز، عیارهای پائینتر از 160 : 1 را نیز با ارزش، تلقی نمائیم با بینش واقع گرایانه، راه صحیح تری را طی كرده ایم و با سرعت بیشتری به تشخیص بیماری و شروع درمان این بیماران نائل میگردیم.

جدول 10 - عیار تست 2ME در 84 نمونه مثبت از نظر بروسلا ملیتنسیس در بخش بروسلوز انستیتو رازی و بخش عفونی لقمان حكیم تهران

كشت نمونه ها كشت خون مثبت
عیار تست 2ME انستیتو رازی بیمارستان لقمان
0 19%
1:10 5% 2/8%
1:20 12% 6/16%
1:40 17% 7/16%
1:80 22% 7/16%
1:160 14% 25%
1:320 9% 7/16%
1:640 0% 0
1:1280 1% 0
1:2560 1%
جمع 100% 100%






واكنش پروزون (Prozone) :


یكی از موارد منفی كاذب تستهائی كه بر اساس فعل و انفعالات آنتی ژن ـآنتی بادی، انجام میشود واكنش های منطقه ای (Zonal Reaction) است. به این ترتیب كه در اینگونه آزمونها بایستی مقادیر متناسبی از آنتی ژن و آنتی بادی، وجود داشته باشد تا واكنش كاملی صورت گیرد و لذا در صورت وجود مقادیر زیادی آنتی ژن و یا آنتی بادی، نتایج حاصله میتواند به صورت واكنش ضعیف یا منفی، جلوه گر شده و در واقع پاسخ كاذبی به بار آورد و بر اساس این حقایق، در صورتی كه طی انجام چنین آزمایشاتی نمونه مورد بررسی به اندازه كافی رقیق نشود مقادیر زیادی آنتی بادی در آن وجود خواهد داشت و با آنتی ژنی كه جهت تشخیص آن به كار برده میشود واكنش قابل رویتی ایجاد نخواهد كرد و تنها در صورت رقیق كردن نمونه سرمی موردبحث، این نقیصه برطرف و جواب واقعی، دریافت خواهد شد و این حالت را واكنش، یا پدیده پروزون می نامند. از طرفی در صورت زیاد بودن مقدار آنتی ژن مصرفی (در اثر اشتباه آزمایشگاهی) نیز این حالت ایجاد میگردد و طبعا با رقیق نمودن آنتی ژن، برطرف می شود و به واكنش پست زون (Postzone) موسوم میباشد. قابل تاكید است كه به منظور حذف واكنش پروزون، لازم است سرم بیماران تاعیار 1280 : 1 رقیق شود.

جدول 11 - واكنش های منطقه ای (Zonal Reactions)


مقدارآنتی ژن مقدار آنتی بادی واكنش حاصله
متناسب متناسب صورت میگیرد
متناسب زیاد واكنش پروزون بارقیق كردن آنتی بادی، اصلاح میشود
زیاد متناسب واكنش (پست زون) بارقیق كردن آنتی ژن، رفع میگردد

تست كمبس رایت:

بعضی از سرم ها حاوی آنتی بادی های اختصاصی هستند كه قادر به آگلوتینه كردن آنتی ژن نمیباشند و با اشغال گیرنده های آنتی ژن از اتصال آگلوتینین ها به آنتی ژن ها و ایجاد آگلوتیناسیون، جلو گیری مینمایند. این آنتی بادی ها را آنتی كر های ناقص، مینامند.

طی این واكنش ها با اضافه كردن گلوبولین آنتی هیومن (AHG) مجموعه آنتی كرها و آنتی ژن هائی كه بهم متصل شده ولی واكنش قابل رویتی ایجاد نكرده اند در كنار هم قرار میگیرند و واكنش آگلوتیناسیون، به وقوع می پیوندد.

شمای 2 ـ واكنش رایت منفی و كمبس رایت مثبت در بروسلوز مزمن :

1 ) آنتی بادی ناقص + آنتی ژن ــــ < عدم آگلوتیناسیون ( = تست رایت منفی)
2 ) آنتی بادی ناقص + آنتی ژن AHG + ــــ < آگلوتیناسیون ( = تست كمبس رایت مثبت)

طبق مطالعاتی كه در دانشگاه مینه سوتا انجام گرفته است مشخص شده كه در سرم افراد مبتلا به بروسلوز حاد، پدیده مزبور، اهمیتی نخواهد داشت ولی در سرم افرادی كه به مدت چندین سال مبتلا به بروسلوز فعال بوده اند مقادیر زیادی از این آنتی بادیها یافت خواهد شد، زیرا طی بروسلوز مزمن، بر خلاف بروسلوز حاد، عمدتا ایمونوگلوبولین G افزایش می یابد ومقدار ایمونوگلوبولین M یا در حد پائینی قرار دارد و یا اصلا وجود ندارد0 ضمنا در این تست، واكنش پروزون نیز بروز نمیكند و در رابطه با عود بروسلوز، دارای همان و یژگیهای تست 2ME میباشد.

موارد استعمال تست كمبس رایت:

1 ) مطالعات اپیدمیولوژیك.
2 ) تشخیص بروسلوز مزمن.

عیار باارزش تست كمبس رایت:

در این آزمایش، عیار 40 : 1 بعنوان حداقل عیار باارزش، تلقی، میشود.

تست فیكساسیون كمپلمان:

این تست نیز نظیر تست كمبس رایت، عمدتا نشان دهنده آنتی بادی های كلاس IgG است و عیار16: 1 یا بیشتر آن با ارزش، تلقی میشود. ولی در هفته های اول بیماری، مثبت نمیگردد.

تست رزبنگال:

اساس این آزمایش عبارتست از مخلوط كردن حجم های مساوی آنتی ژن و سرم و مشاهده آگلوتیناسیون حاصله بعد از زمان معین و نتیجه این آزمایش، رابطه مستقیمی با نتیجه فیكساسیون كمپلمان دارد. آنتی ژن مورد نظر، شامل آنتی ژن بروسلا آبورتوس تیپ 19 است كه با قرمز بنگال (رزبنگال) ، رنگ گرفته است. این تست یكی از آزمایشات مقدماتی خیلی با ارزش است كه قبل از انجام سایر آزمایشات سرولوژیك، قابل اجراء میباشد.

نحوه قرائت نتیجه آزمایش رزبنگال :


عدم وقوع آگلوتیناسیون منفی
آگلوتیناسیون پس از 4 دقیقه + 0
آگلوتیناسیون بلا فاصله پس از مخلوط نمودن سرم و آنتی ژن ++ 0

تست پوستی در بروسلوز:

"بروسلرژن" نوعی نوكلئوپروتئین و / یا ماده پروتئینی مشتق شده از گونه های بروسلا میباشد كه تزریق داخل پوستی آن موجب برانگیختن پاسخ حساسیت تاخیری میگردد و در عرض 48 - 24 ساعت به حد اكثر شدت خود میرسد ولی در موارد نادری ممكن است تا 6 - 5 روز بعد، واكنشی ملاحظه نگردد. جهت انجام تست مذكور، مقدار 1/0 میلی لیتر از محلول را به صورت داخل پوستی، تزریق نموده حدود 24 ساعت بعد، نتیجه آنرا ملاحظه و به نحو زیر، قرائت مینمائیم:

در صورت عدم بروز واكنش - (واكنش منفی)
در صورتیكه قطر ادم، كمتر از 2 سانتیمتر باشد + (واكنش خفیف)
در صورتی كه قطر ادم 6 - 2 سانتیمتر باشد ++ (واكنش متوسط)
در صورتی كه قطر ادم به بیش از 6 سانتیمتر برسد +++ (واكنش شدید)

این تست، در مطالعات اپیدمیولوژیك، مورد استفاده قرار میگرفته و منفی شدن آن موجب حذف بروسلوز از تعداد كثیری احتمالات مختلف، میگردیده ولی با اینحال ارزش تشخیصی محدودی داشته است.

گاهی علیرغم وجود بروسلوز، تست جلدی، منفی میباشد و این حالت بیشتر در موارد شدید بیماری و نیز طی آندوكاردیت بروسلائی، مشاهده میشود.

تست مورد بحث، موجب افزایش عیار آگلوتینین های بروسلائی میگردد و بررسی بعدی آنها را بی اعتبار میكند. گرچه گونه های بروسلا با فرانسیسلا تولارنسیس، آنتی ژنهای مشتركی دارند و این آنتی ژنها در آزمایشات سرمی آگلوتیناسیونی، با یكدیگر واكنش متقاطع نشان میدهند ولی در پاسخ تست جلدی، مداخله ای نمیكنند.

بطور كلی به دلایل زیر انجام تست جلدی بروسلین، جهت تشخیص بروسلوز، توصیه نمیشود :

1 ) ممكن است تا چندین سال پس از ابتلاء به بیماری، مثبت باقی بماند.
2 ) باعث افزایش عیار آگلوتینین ها و اغتشاش در تفسیر نتیجه تستهای سرولوژیك، میشود.

چندنكته:
- تست 2ME برای تفكیك بروسلوز حاد از مزمن و یا تماس قبلی با آنتی ژن بروسلا به كار میرود و سودمندترین آزمون بررسی پاسخ درمانی بروسلوز، به حساب می آید.

- با منفی شدن تست رایتی كه تا عیار 1280 : 1 رقیق شده باشد. باید به انجام آزمون 2ME اقدام نكنیم، زیرا در صورت منفی بودن تست رایت، 2ME نیز منفی خواهد بود.


درمان بروسلوز


بیماران مبتلا به بروسلوز، تا زمانی كه تب دارند باید در بستر، استراحت كنند و در صورت وخامت بیماری لازم است در بیمارستان بستری گردند ولی در غیر اینصورت میتوان آنها را بطور سرپائی، تحت درمان قرار داد. در صورت وجود سوءتغذیه، بایستی كاربوهیدرات و ویتامین های بیشتری در رژیم غذائی آنها گنجانده شود ولی بطوركلی، رژیم غذایی در این بیماران، آزاد میباشد.
درصورت وجود دزهیدراتاسیون باید از مایعات و الكترولیت های و ریدی، مناسبی استفاده نمود و ضمنا باید به بیماران و خانواده آنها اطمینان داد كه بروسلوز، بیماری قابل درمانی است و بهبودی بالینی و باكتریولوژیك، حاصل خواهد شد.

به منظور تسكین سردرد، كمردرد و درد های عمومی ناشی از بروسلوز، مصرف دارو های مسكن، بلامانع است و تجویز ملین در موارد و جود یبوست شدید و دارو های آرامبخش، در موارد بیخوابی و بیقراری و امثال آن منع نشده است (برخلاف تیفوئید) 0

بروسلا ها پاتوژن های داخل سلولی هستند و دارو هائی كه در خارج بدن به خوبی بر آنها موثر واقع میشود ممكن است در بدن بنحو مطلوبی با آنها تماس پیدا نكند و بنابراین جهت ریشه كن نمودن این ارگانیسم ها باید به درمان درازمدت، اقدام نمود.

بیمارانی كه بوسیله یك دارو به تنهائی نظیر تتراسیكلین، استرپتومایسین، ریفامپیسین یا كوتریموكسازول درمان شده اند در 40 - 10% موارد دچار عود بروسلوز، گردیده اند ولذا بسیاری از مولفین را نظر بر اینست كه بروسلوز را باید با تركیبی از چند آنتی میكروبیال، درمان نمود. در مبتلایان به بروسلوزی كه دچار گرفتاری CNS یا آندوكاردیت نمی باشند رژیمهای درمانی حاوی استرپتومایسین، در بعضی از مطالعات نسبت به رژیم های درمانی فاقد این دارو با عود كمتری مواجه شده است.

قبلا سازمان جهانی بهداشت، تتراسیكلین 2 گرم / روز / 6 هفته + استرپتومایسین 1 گرم در روز به مدت 3 هفته را توصیه مینمود و هنوز بعضی از منابع، آنرا رژیم انتخابی، معرفی نموده تاثیر داكسی سیكلین به مقدار 100 میلی گرم / 12 ساعت را همانند تتراسیكلین، دانسته اند. این داروها در سطح وسیعی مورد استفاده، قرار گرفته و میزان عود ناشی از آن ها در سطح پائینی قرار دارد ولی تزریق عضلانی استرپتومایسین، استفاده از این رژیم درمانی را در بعضی از موارد مشكل مینماید ولذا در حال حاضر Doxycycline به مقدار 200 میلی گرم / روز + ریفامپیسین 600 میلی گرم / روز به مدت شش هفته بوسیله WHO بعنوان رژیم انتخابی، معرفی شده است و بعضی از محققین را نظر بر اینست كه در صورت وجود عوارض چركی كانونی، به مدت بیش از شش هفته تجویز گردد. از طرفی تجویز یكماهه داكسی سیكلین + ریفامپین، بامیزان عود حدود 40% مواجه شده است. پس از شروع درمان باید بیماران از نظر بروز واكنش شبه هرگزهایمر، تحت نظر قرار گیرند.


برچسب‌ها: تست رایت , بیماری تب مالت , ایمونولوزی , آزمایشگاه تستهای سرولوژیکی , بروسلوز

تاريخ : Tue 24 Jun 2014 | 10:44 | نویسنده : shaho alipanah |
به طور کلی در روش میکرواینجکشن (ICSI)، یک اسپرم در محیط آزمایشگاه داخل یک تخمک تزریق می شود که به دنبال آن لقاح و تقسیم سلولی صورت می گیرد و جنین تشکیل می شود. میکرواینجکشن نیز مانند IVF شامل چند مرحله تحریک تخمدان،‌ تخمک گیری، تزریق اسپرم داخل تخمک و لقاح و انتقال جنین است.


در مرحله اول برای تحریک تخمدانها، از داروهای هورمونی استفاده می شود. تزریق عضلانی آمپول HMG تخمدانها را برای رشد فولیکول تحریک می کند و تزریق عضلانی آمپول HCG باعث بلوغ تخمک ها و انجام تخمک گذاری می شود.

در مرحله دوم عمل تخمک گیری با یکی از دو روش لاپاراسکوپی یا با مشاهدات سونوگرافی از طریق واژینال امکان پذیر است که در پژوهشکده  رویان این کار با استفاده از روش دوم انجام می گیرد.

در روش دوم نیازی به بیهوشی نیست و با یک بیهوشی کوتاه مدت یا بی حسی موضعی قابل انجام است. با استفاده از دستگاه سونوگرافی پزشک فولیکول ها را مشاهده می کند و با سوزن های مخصوص مایع فولیکولی همراه با تخمک کشیده می شودکه به این عمل اصطلاحا پانکچر می گویند.

در مرحله سوم ابتدا سلولهای دور تخمک به کمک آنزیم جدا می شود سپس اسپرم به داخل تخمک تزریق می شود. در عمل میکرواینجکشن نیز برای افزایش درصد موفقیت چندین تخمک لقاح می یابد لذا تعداد جنین های تشکیل یافته زیاد است که اگر این جنین ها کیفیت مطلوبی داشته باشند تعدادی از آنها با صلاحدید زوج منجمد و نگهداری می شوند تا در صورت نیاز برای بارداری های بعدی از این جنین ها استفاده شود.

در مرحله چهارم و پایانی نیز نیازی بیهوشی عمومی نیست. جنین به وسیله یک کاتتر به داخل رحم منتقل می شود و یکی دو ساعت بعد از انتقال جنین بیمار مرخص می شود.

حدود ۱۰-۱۵ درصد زوج‌ها نابارور هستند و در اغلب موارد نیاز است از روش‌های کمک باروری -که در اصطلاح علمی به آن‌ها (Assisted Reproductive Techniques)ART می‌گویند- استفاده شود. روش‌های کمک باروری انواع بسیار زیاد دارند که از بسیار ساده شروع و به بسیار پیچیده ختم می‌شوند. باید دانست که هر زوجی نیازهای مخصوص به خودشان را دارند و باید روش مناسب همان زوج را به آن‌ها پیشنهاد کرد.

میکرواینجکشن ( ICSI ) مانند IVF و IUI یکی از روش‌های کمک باروری (ART) است. برخلاف آی یو آی (IUI) که در آن اسپرم‌های مرد توسط لوله‌ای وارد رحم خانم می‌شوند، در IVF و ICSI، تخمک خانم با اسپرم مرد در خارج از بدن، در محیط آزمایشگاه باهم ترکیب می‌شوند و پس از لقاح، جنین حاصله در داخل رحم خانم گذاشته می‌شود. تفاوت IVF و ICSI در نحوه لقاح یافتن تخمک است.

در IVF اسپرم در معرض تخمک قرار داده می‌شود تا خودش وارد تخمک شود درحالی‌که در ICSI اسپرم با سوزن مخصوص به داخل تخمک وارد می‌شود. ICSI مخفف کلمه Intra Cytoplasmic Sperm Injection است که ترجمه فارسی آن تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم می‌شود.

این تکنیک برای اولین بار در بلژیک در سال ۱۹۹۲ برای درمان ناباروری مردان استفاده شد و موفقیت ناشی از آن تحول عمده‌ای در درمان ناباروری با علت مردانه ایجاد نمود.

خصوصاً در مواردی که امکان انجام تلقیح اسپرم به داخل رحم (IUI) و لقاح خارج رحمی (IVF) وجود نداشته و یا نتایج لقاح در سیکل‌های IVF قبلی منفی بوده باشد؛ استفاده از این روش می‌تواند امیدهای تازه‌ای در زوجین برای موفقیت ایجاد نماید. معمولاً این روش در بیمارانی که اسپرم آن‌ها از نظر تعداد و شکل دارای کیفیت پایینی است، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در تمام مواردی که شرایط رسیدن اسپرم به تخمک در رحم فراهم نباشد مانند بسته بودن لوله‌های رحمی، چسبندگی‌های حفره لگنی، تعداد کم اسپرم و تحرک پایین اسپرم از روش ICSI استفاده می‌شود. میزان موفقیت این روش برای هر انتقال جنین در مراکز درمان ناباروری، بر اساس شرایط آزمایشگاه جنین شناسی و دقت متخصصین زنان در روند درمان، همچنین وضعیت اسپرم و تخمک و سن زن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. با توجه به شرایط گوناگون، میزان موفقیت در هر بار انجام عمل انتقال جنین متفاوت است و معمولاً بین ۳۰-۴۰ درصد می‌باشد.

IVF شامل چه مراحلی است؟

در روز عمل، تخمک تحت یک بیهوشی کوتاه و موقت از زن گرفته می‌شود. نمونه اسپرم از مرد گرفته‌شده و در آزمایشگاه آندرولوژی شسته شده آماده استفاده برای انجام ICSI می‌گردد.

اسپرم پس از آماده سازی، توسط جنین شناس به داخل تخمک تزریق می‌شود و سپس تخمک‌های تزریق‌شده با اسپرم همسر، در آزمایشگاه جنین شناسی درون دستگاه ״انکوباتور״ که محیطی مشابه رحم مادر را فراهم می‌سازد در دمای سی و هفت درجه و در محیط کشت مناسب، به مدت ۴۸-۷۲ ساعت قرار می‌گیرد.

به تخمک لقاح یافته، جنین گفته می‌شود. جنین تک سلولی شروع به تقسیم می‌کند و یک جنین چند سلولی ایجاد می‌شود. معمولاً جنین پس از ۴۸ تا ۷۲ ساعت هنگامی که به مرحله۴-۸ سلولی رسید به رحم زن منتقل می‌شود تا در آنجا لانه گزینی کند و بارداری انجام شود.

جهت افزایش شانس بارداری ٬ بیش از یک جنین درون رحم قرار داده می‌شود که این رویکرد گاه منجر به چندقلوزایی می‌گردد.

بروز چندقلوزایی به سن مادر (در زنان جوان تر احتمال چندقلوزایی بیشتر است) و تعداد جنین‌های انتقال‌یافته بستگی دارد. در یک خانم ۲۰ تا ۲۹ ساله، با سه جنین انتقال‌یافته، احتمال چندقلوزایی ۴۶ ٪ است.

به طور کلی می‌توان مراحل انجام عمل ICSI را به پنج مرحله تقسیم کرد: مرحله اول:

تحریک تخمک‌گذاری

مرحله دوم: جمع‌آوری تخمک‌ها
مرحله سوم: تهیه و آماده سازی اسپرم
مرحله چهارم:‌ لقاح و رشد جنین در محیط آزمایشگاه
مرحله پنجم: انتقال جنین به داخل رحم

تحریک تخمک‌گذاری:

با تجویز داروهای محرک تخمک‌گذاری در تخمدان‌های بیمار، تعداد زیادی فولیکول حاوی تخمک رشد می‌کنند. در حالت طبیعی در هر سیکل قاعدگی تعدادی از فولیکول‌های تخمدان شروع به رشد کرده ولی در مسیر رشد تنها یکی از فولیکول‌ها به مرحله بلوغ کامل رسیده و در فرآیند تخمک‌گذاری از تخمدان رها می‌شود و بقیه در این مسیر تحلیل رفته و از بین می روند.

ولی با تجویز داروهای باروری تعداد بیشتری از فولیکول‌های تخمدان رشد یافته و به بلوغ نهایی می‌رسند و زمینه برای جمع‌آوری تعداد تخمک بیشتر فراهم می‌آید.

با افزایش تعداد تخمک‌های جمع‌آوری شده تعداد جنین‌های حاصل افزایش‌یافته و در نهایت شانس باروری افزایش می‌یابد. برای تحریک تخمدان‌ها از هورمون‌های مختلفی به صورت دارو استفاده می‌شود تا چندین فولیکول در تخمدان بالغ شوند. فولیکول‌ها کیسه‌های پر از مایعی در تخمدان هستند که تخمک در آن رشد می‌کند و بالغ می‌شود.

تحریک تخمدان با استفاده از هورمون تحریک‌کننده فولیکولی (FSH) انجام می‌شود که به صورت خوراکی و یا تزریقی به بیمار داده می‌شود. داروهای تحریک تخمک‌گذاری در پروتکل‌های مختلفی به بیماران داده می‌شود که این پروتکل‌ها بر اساس سن و وضعیت بیمار متفاوت است این داروها ممکن است به تنهایی یا در ترکیب باهم استفاده گردند.

در اغلب اوقات داروهای تحریک تخمک‌گذاری در طی یک دوره ۱۰ روزه داده می‌شود. داروهایی که جهت تخمک‌گذاری استفاده می‌گردد شامل سوپرفکت، گنادوتردپین انسانی (HMG)، هورمون محرک فولیکول (FSH)، هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) و گنادوتروپین جفتی انسان (HCG) می‌باشد. این داروها ممکن است به تنهایی یا در ترکیب باهم استفاده گردد.

داروهای تحریک تخمک‌گذاری معمولاً از روز دوم یا سوم سیکل قاعدگی بر اساس برنامه درمانی شروع می‌شود و از روز هشتم با استفاده از سونوگرافی سریال و آزمایش خون روزانه، فولیکول‌های بالغ شناسایی می‌شوند.

در نهایت برای رسیدگی کامل تخمک و آزاد شدن آن‌ها، هورمون HCG تزریق می‌شود. حدود ۳۶-۳۸ ساعت بعد از تزریق HCG، تخمک‌گذاری رخ خواهد داد. این امر به تیم تخصصی IVF اجازه می‌دهد که زمان مناسب کشیدن یا آسپیراسیون تخمک (عمل پانکچر) را تعیین کنند.

جمع‌آوری تخمک‌ها:

مرحله بعدی پس از هورمون درمانی، گرفتن تخمک (عمل پانکچر) است. با تحریک تخمک‌گذاری تخمدان‌ها به اندازه پرتقال متوسط بزرگ‌شده و معمولاً در نزدیکی دیواره واژن قرار می‌گیرند این امر کمک می‌کند که پزشک تحت بیهوشی عمومی یا موضعی از طریق دیواره واژن تخمک‌ها را از تخمدان جمع‌آوری نماید.

عمل پانکچر غالباً با کمک مشاهدات سونوگرافی از طریق واژن (مهبل) انجام می‌شود. در این روش از مسیر واژینال با سوراخ کردن فولیکول‌ها، محتوای آن‌ها که تخمک و مایع فولیکولی است خارج می‌گردد. پزشک درحالی‌که وضعیت تخمدان را در صفحه تلویزیونی سونوگرافی تحت نظر دارد یک سوزن بلند را از طریق واژن وارد تخمدان نموده و تخمک‌های بالغ را به وسیله پمپ مکش جمع‌آوری می‌نماید.

در بعضی موارد استخراج تخمک از طریق لاپاراسکوپی انجام می‌گیرد. لاپاراسکوپی یک روش جراحی است که معمولاً نیاز به بیهوشی عمومی دارد. در این روش پزشک با استفاده از دستگاه لاپاراسکوپ قادر به مشاهده تخمدان‌ها و لوله‌های رحمی می‌شود و مستقیماً از تخمدان، با استفاده از دستگاه مکنده، فولیکول‌ها را تخلیه می‌نماید.

تهیه و آماده سازی اسپرم:

صبح روز جمع‌آوری تخمک‌ها، مایع منی از همسر بیمار تهیه و پس از شستشو و آماده سازی، اسپرم‌های سالم و بسیار فعال جدا می‌شوند.

لقاح و رشد جنین در محیط آزمایشگاه:

در این مرحله ابتدا سلول‌های دور تخمک به کمک آنزیم جدا می‌شود سپس اسپرم با سوزن مخصوص با کمک میکروسکوپ‌های بسیار پیشرفته به داخل تخمک تزریق می‌شود.

صبح روز بعد، جنین شناس تخمک‌های تزریق‌شده با اسپرم را بررسی می‌کند و در صورت لقاح برای مدت ۲۴ ساعت دیگر جنین‌ها داخل انکوباتور قرار می‌گیرند تا به مرحله ۴تا ۸سلولی برسند و آماده انتقال به رحم مادر گردند. تشکیل شدن جنین و تعداد و کیفیت آن‌ها بستگی به تعداد و کیفیت تخمک و اسپرم دارد.

انتقال جنین به داخل رحم این مرحله روش پیچیده‌ای نیست و بدون بیهوشی هم انجام می‌شود. در این روش جنین‌ها در یک وسیله لوله‌ای شکل نازک قرار می‌گیرند و از مسیر واژینال به رحم منتقل می‌شوند.

در موارد خاصی که انتقال جنین از راه واژینال مقدور نیست یا به صلاحدید پزشک انتقال جنین ممکن است با کمک لاپاراسکوپی انجام یابد که به این روش ZIFT گفته می‌شود. بسته به شرایط رحم، سن زن و کیفیت جنین‌ها، تعداد مناسبی از آن‌ها (حداکثر تا ۴ جنین) به داخل رحم زن انتقال داده می‌شوند.

معمولاً فرد دو ساعت بعد از انتقال جنین از مراکز درمانی مرخص می‌شود در بیشتر مراکز به افراد توصیه می‌شود سه روز در منزل استراحت مطلق داشته باشند به طوری که بیشتر روز را استراحت کرده و ترجیحاً از توالت فرنگی استفاده نمایند. پس از گذشت ۱۲ تا ۱۴ روز از انتقال جنین، مقدار هورمون HCG موجود در خون بیمار اندازه‌گیری می‌شود، افزایش این هورمون اولین نشانه‌ی بارداری است.

چه موقع جنین‌ها فریز می‌شوند؟

در صورتی که تعداد جنین‌های تشکیل یافته زیاد باشد، (و یا در موارد خاص همچون خطر تحریک بیش از حد تخمدان، خونریزی واژینال در هنگام انتقال یا قبل از آن و یا وجود ضایعاتی چون پولیپ و میوم در رحم که عمل انتقال را دچار مشکل نماید) به تشخیص جنین شناس و متخصص زنان، تعدادی از جنین‌ها در صورت رضایت زوجین فریز می‌شوند و چنانچه برای بار دیگر نیاز به تکرار سیکل درمانی وجود داشته باشد، تعدادی از جنین‌های منجمد شده از حالت انجماد خارج‌شده و به رحم مادر منتقل می‌گردند و در دوره‌های بعدی درمان، پروسه‌ی تحریک تخمدان و جمع‌آوری تخمک‌ها حذف خواهد شد.

مصرف دارو بعد از انجام انتقال جنین

هورمون پروژسترون نقش مهمی در لانه گزینی جنین در رحم و تداوم بارداری دارد. این هورمون از طرفی باعث استحکام لایه‌های رحم شده و از سوی دیگر انقباضات رحمی را کاهش می‌دهد. لذا تزریق پروژسترون و استفاده از شیاف واژینال آن باید به طور منظم، با دستور پزشک در طول بارداری ادامه یابد. پس از انجام دومین آزمون بارداری در صورت اطمینان کامل از عدم وقوع حاملگی لازم است مصرف آن با دستور پزشک قطع شود.

انجام عمل ICSI ممکن است چه عوارضی داشته باشد؟

- احساس درد در ناحیه‌ی شکم پس از انجام عمل تخمک کشی (پانکچر) ممکن است وجود داشته باشد که چنانچه با مصرف مسکن برطرف نگردد باید با پزشک مشورت کرد. – ممکن است لکه بینی یا خونریزی خفیفی طی یک تا دو روز بعد از عمل تخمک کشی دیده شود. چنانچه خونریزی به رنگ قرمز روشن و یا شدید باشد باید سریعاً با پزشک مشورت نمود.

- تا ۲۴ ساعت پس از انجام عمل تخمک کشی ممکن است بیمار دچار تهوع یا سرگیجه‌ی خفیف شود که معمولاً از عوارض داروهای بیهوشی است. اگر این حالت پایدار باشد باید با پزشک مشورت کرد.

- از آنجایی که در پاره‌ای از موارد تحریک بیش از حد تخمدان (هیپراستیمولیشن OHSS) رخ می‌دهد، لازم است بیمار به علائم این پدیده توجه داشته باشد. این علائم می‌تواند شامل بزرگ شدن شدید تخمدان، درد زیر شکم، تهوع و استفراغ، اتساع شکم و افزایش وزن به دلیل ورم (اِدِم) باشد.

درصورت بروز این علائم، فرد باید حدود ۸ لیوان آب در روز بنوشد و بلافاصله با کارشناسان مرکز ناباروری تماس بگیرد. این پدیده گرچه بسیار نادر است ولی می‌تواند برای بیمار بسیار خطرناک باشد و با لخته شدن خون در عروق به مغز و ریه‌ها آسیب برساند.

نشانگان تحریک‌پذیری بیش از اندازه‌ی تخمدان‌ها (OHSS) پی آمد پاسخ بیش از اندازه‌ی تخمدان‌ها به داروهای باروری است. به طور معمول به ۸ تا ۱۰ فولیکول نیاز هست، اما گاهی فولیکول‌های بیشتری رشد می‌کنند. این وضعیت ممکن است فقط با اندکی ورم همراه باشد یا ناراحتی‌های بیشتری پدید آورد و گاهی فرد را به بیمارستان بکشاند.

پزشکان در بررسی‌های آغازین می‌کوشند آن دسته از زنانی را که ممکن است به چنین عارضه‌ای دچار شوند، شناسایی کنند. مصرف دقیق داروهای باروری نیز می‌تواند از بروز آن پیش‌گیری کند. همچنین، در جریان مصرف داروها چند بار سونوگرافی انجام می‌شود تا پزشکان روند رشد فولیکول‌ها را پی گیری کنند و اگر نشانه‌هایی از بروز نشانگان تحریک‌پذیری بیش از اندازه‌ی تخمدان‌ها، دیدند، از مقدار مصرف داروها بکاهند.

- در روش ICSI مثل هر روش دیگر کمک باروری (ART) خطر حاملگی چند قلوبی وجود دارد. چندقلوزایی عاملی نامطلوب است زیرا خطر زایمان زودرس و مرگ‌ومیر را در جنین‌ها افزایش می‌دهد.

- خطر بارداری در لوله‌های تخمک بر (لوله‌های فالوپ) به جای رحم نیز وجود دارد. این بارداری بیرون از رحم چنانچه تشخیص داده نشود، می‌تواند خطرهایی به همراه داشته باشد. از این رو، پس از مثبت شدن آزمون بارداری از مادر می‌خواهند که دو هفته‌ی دیگر به سونوگرافی برود تا از این راه از سلامت بارداری و این که جنین درون رحم یا بیرون از آن است، آگاه شوند.

بارداری پس از لقاح در لوله‌ی آزمایش همانند بارداری معمولی پیش می رود. با وجود این، مادران ممکن است احساس نگرانی بیشتری داشته باشند. هر سال بیش از یک میلیون نوزاد در جهان به روش لقاح در لوله‌ی آزمایش پدید می‌آیند و بررسی‌های گوناگون نشان داده است که مادران آن‌ها و خود آن‌ها هیچ مشکل جدی ندارند.

این روش تا چه اندازه موفقیت‌آمیز است؟

همه‌ی مراکز درمان ناباروری و نازایی امیدوارند که همه‌ی زوج‌هایی که لقاح خارج رحمی انجام می‌دهند با موفقیت و سلامتی بچه‌دار شوند. با وجود این، میزان موفقیت این روش در پیشرفته‌ترین مراکز جهان نیز کمتر از ۴۰ درصد است. میزان موفقیت در ایالات‌متحده‌ی آمریکا در هر بار لقاح خارج رحمی، به شرح زیر است:

۳۰ تا ۳۵ درصد برای زنان زیر ۳۵ سال
۲۵ درصد برای زنان ۳۵ تا ۳۷ سال
۱۵ تا ۲۰ درصد برای زنان ۳۸ تا ۴۰ سال
۶ تا ۱۰ درصد برای زنان بالای از ۴۰ سال

بر اساس نتایج اعلام‌شده در انجمن جنین شناسی و تولیدمثل اروپا (ESHRE) درصد موفقیت در حاملگی در سال ۲۰۱۰ با استفاده از روش میکرو اینجکشن ۳۲/۱درصد بوده است.

با وجود این، جای نگرانی نیست، چرا که کارشناسان می‌کوشند دلایل شکست را ریشه‌یابی کنند و با انجام دوباره‌ی روند لقاح در آزمایشگاهی سرانجام شادکامی را برای زوج‌ها به ارمغان آورند.

مزایا و محدودیت های این عمل

یکی از مزایای میکرواینجکشن این است که حتی اگر یک اسپرم سالم از مرد وجود داشته باشد این عمل قابل انجام است. مزیت دیگر میکرواینجکشن این است که اگر بیمار فاقد لوله های رحمی باشد نیز مشکلی در انجام این عمل به وجود نمی آید. اما محدودیت میکرواینجکشن آن است که میزان بارداری در زنان بالای ۴۰ سال به علت پایین بودن کیفیت تخمک های زن کاهش می یابد.


برچسب‌ها: میکرواینجکیشن , ICSI

تاريخ : Mon 17 Feb 2014 | 13:28 | نویسنده : shaho alipanah |

در روش PCR که  برای تشخيص ميکروب موجود در فضا استفاده می شود ؛ دانشمندان DNA را داغ نموده تا جايی که باندهای بين بازهای نيتروژندار تشکيل دهنده ميان دو زنجيره شکسته شوند و دو زنجير ه از هم جدا شوند.بعد از اين کار ؛ محلول را خنک می کنند و و دو قطعه کوتاه DNA به آن اضافه می کنند که به آنها Primers می گويند. هر کدام از اين Primer ها طوری طراحی شده اند که قادر به پيوند خوردن با دو سر مجزای DNA ميکروب دلخواه باشند.
آنزيمهای لازم مانند DNA Polymerase به Primers اضافه شده و آنها را در راستای DNA دلخواه گسترش می دهند بنابراين آن دو زنجيره اوليه DNA تبديل به چهار زنجيره می شوند به وسيله Primer ها. هر بار که اين چرخه تکرار شود ؛ تعداد زنجيره های DNA هم Exponentially زياد می شوند تا جايی که مقدارشان به حدی برسد که قابل مشاهده باشد.
اگر Fluorescent به DNA های ساخته شده اضافه کنيم ؛ می توانيم اين ازدياد زنجيره را در هنگام هر چرخه دنبال کنيم.
در روش DNA-based و يا PCR-based دانشمند بايد ترتيب و ساختار DNA ميکروبی را که تروريست استفاده می کند بداند و حدس بزند ولی اگر تروريست از ميکروبی استفاده کرد که دانشمندان DNA آن را در دست ندارند؛ بايد چه کرد؟
برای حل اين مشکل ؛ دانشمندان در Ibis Therapeutics کاليفرنيا سيستی طراحی کرده اند به نام Triangulation Identification Genetic Evaluation of Biological Risks يا TIGER که اول با استفاده از روش PCR ؛ تعداد زنجيره های DNA مورد نظر را می افزايد ولی با اين تفاوت که Primer ها به قسمتهايی از DNA پيوند می خورند که ساختن پروتئينها را کنترل می کنند و می دانيم که ساختن پروتئين برای ادامه حيات هر سلول زنده ای لازم و ضروری است و مخصوص ميکروب خاصی نيست ولی با همه اين حرفها باز هم اين روش حساس است به اين دليل که هر Microorganism ؛ DNA مخصوص به خود را دارد برای ساختن پروتئين در عمل Translation.
برای همين دانشمندان از روش mass spectroscopy استفاده می کنند تا اين اختلافها را اندازه بگيرند و با منبع استانداردی که در دست دارند مقايسه کنند تا بتوانند ميکروب مورد نظر را شناسايی کنند.
حالا اگر ميکروب ما دارای DNA نبود و ترکيبی زهر دار يا Toxins بود بايد چه کرد؟
در اينجاست که از Antibody يا پادتن استفاده می کنيم که مولکولهايی به شکل Y لاتين می باشند که توسط سيستم ايمنی بدن درست شده و به مولکولهای تخريبگر می چسبند و آنها را نابود می کنند.اين پادتنها قادر به شناسايی و چسبيدن به مولکولهای مخرب در سطح ميکروب مورد نظر می باشند و برای همين لازم به شکستن سلول نيست.
اينگونه پادتنها توسط U.S. Naval Research Laboratory يا Raptor طراحی شده اند و به آن Sandwich Assay هم می گويندبرای اينکه ميکروب مورد نظر يا Pathogen به اين Antibody های موجود در تراشه يا همان chips می چسبند و به وسيله لايه ديگری از Antibodies که با مولکولهای شبرنگ Flurescent علامتگذاری شده اند پوشانده شده و به صورت ساندويچ در می آيند.
دانشمندان قادر هستند با اين روش تعداد زيادی از ميکروبها را يکجا شناسايی کنند.

*** اين نوشته برگرفته از مقاله ای بود با عنوان Technology against Terror که توسط Rocco Casagrande نوشته شده بود و در اکتبر 2002 در مجله علمی Scientific American منتشر شد.


موضوعات مرتبط: بیــــــــــوتکنولوژی ، سلول های بنیادی

تاريخ : Sun 17 Nov 2013 | 11:27 | نویسنده : shaho alipanah |

سرعت رشد در خروس بيشتر از مرغ است و اين تفاوت در سرعت رشد نمي تواند به هورمونهاي جنسي مربوط باشد زيرا وقتي كه خروس ها را اخته مي كنند ، سرعت رشد آنها كم نمي شود . همچنين اگر تخمدانهاي مرغ برداشته شود سرعت آن مرغ بيشتر از يك مرغ عادي نمي شود . در حقيقت عقيده براين است كه اختلاف در ميزان رشد به ژن هاي وابسته به كروموزومهاي جنسي مربوط است . به علت اينكه در طيور مرغ داراي يك كروموزوم جنسي و خروس داراي دو كروموزوم جنسي است ، لذا خروس ها دو برابر مرغ ها ژن هاي عامل رشد را دريافت مي كنند در صورتي كه مرغ ها نصف خروس ها از اين ژن ها بهره مي برند و همين تفاوت در تعداد كروموزومها و در نتيجه تعداد   ژن هائي كه بوسيله آنها منتقل مي شود باعث رشد بيشتر خروس ها مي گردد .

بين نژادها و جوجه هاي مختلف يك نژاد نيز ازنظرميزان رشد تفاوت وجود دارد ، نژادهاي سبك نسبت به نژادهاي سنگين ميزان رشد كمتري دارند .در موقع بهنژادي براي رشد بدن علاوه بر سرعت رشد و عواملي كه در آن دخالت دارد چند خصوصيت ديگر از جمله فرم بدن ، وضع عضلاني ، راندمان تبديل غذا ، رنگ پوست ، رنگ پروبال ،  نسبت گوشت قابل مصرف به وزن بدن و عاري بودن ازعيوب را بايد در نظر گرفت زيرا هر كدام از اين خصوصيات در كيفيت و كميت لاشه تأثير دارند .

غير از خصوصياتي كه گفته شد و همگي تحت  تأثير عوامل ژنتيكي هستند ، براي رشد سريع ساير عوامل محيطي بايستي فراهم باشد . يك نژاد اگر از لحاظ ژنتيكي بهترين قدرت را داشته باشد ولي در محيطي نامناسب قرار گيرد قادر به نشان دادن قدرت رشد خود نخواهد بود ، لذا فراهم كردن عوامل محيطي مثل تغذيه خوب ، شرايط پرورش و مديريت مناسب ضرورت دارد.

خويش جفتي سرعت رشد را كاهش مي دهد در صورتي كه آميخته گري باعث افزايش رشد بدن مي گردد و به همين منظور امروزه براي بهنژادي از لحاظ وزن بدن بيشتر از تلاقي نژادهاي مختلف استفاده مي شود .


موضوعات مرتبط: بیــــــــــوتکنولوژی ، سلول های بنیادی
برچسب‌ها: اختلاف در سرعت رشد خروس و مرغ , ژنتیک , ژنتیک پزشکی

تاريخ : Sun 17 Nov 2013 | 11:20 | نویسنده : shaho alipanah |

 

يك ميكروب‌شناس آمريكايي با استفاده از باكتري اصلاح‌شده «اي‌كولاي» دست به ساخت نقش‌هاي درخشان آسماني مبتني بر تصاوير تلسكوپ هابل زده است.

اين طرح‌هاي درخشان با استفاده از ظروف پتري و انفجارهاي تابشي براي حجاري اين كلوني‌ها ايجاد شده‌اند.


اين تصاوير مبتني بر تصاوير هابل با الهام از گفته مشهور كارل سيگن، فضانورد آمريكايي كه «ما همه از مواد ستاره‌اي ساخته شده‌ايم» به وجود آمده‌اند.

زاكاري كوپفر، ميكروب‌شناس دانشگاه سينسينتي اظهار كرد: اولين نمونه كار من كه با استفاده از باكتري‌گرافي در حال ايجاد آن هستم، با عنوان «مواد ستاره‌اي» بوده كه تحت توليد است.

كوپفر افزود: مواد ستاره‌اي نوعي كاوش بصري از گفته مشهور سيگن است كه به يك نظريه علمي در مورد به وجود آمدن اولين اتم‌هاي موجودات زنده از جمله انسان در ستارگان اشاره دارد.

اين فرايند كه يك شيوه جديد چاپ تصويري بوده، توسط خود كوپفر ابداع شده كه اميدوار است بتواند صحنه‌هاي پيچيده‌تري را با استفاده از اين فرآيند نقاشي كند.

وي ابتدا به تغيير ژنتيكي رابط خود يا همان باكتري اي‌كولاي با افزودن يك توالي ژن موجود در عروس دريايي پرداخته كه براي يك پروتئين شب‌تاب موسوم به GFP رممزگذاري شده‌اند. در زير نور فوق بنفش اين پروتئين به انتشار نور در يك طول موج بلندتر پرداخته كه براي چشم انسان مرئي است.

كوپفر سپس در يك ظرف پتري به انتشار ميكروب هاي اصلاح شده ژنتيكي پرداخته و آنها را در برابر تابش طول موج كوتاه فوق بنفش قرار داد. اين شيوه براي درخشش آنها به كار نرفته بلكه ميكروبهايي را كه در بخشهاي خاص زندگي مي‌كنند، از بين مي‌برد. بعدها اين بخشها به نفاط تاريك تصوير تبديل شده و پس از رشد باكتري‌ها و انتشار آنها، تصوير نهايي ايجاد مي‌شود.

هنگامي كه اين باكتريها به مرحله مناسب از رشد رسيدند، براي توقف رشد بيشتر آنها، كوپفر به انجماد ظرف پرداخته و پس از يك درمان تابشي ديگر آنرا با يك لايه آكريليك پوشش داده است.

اين ميكروب‌شناس همچنين از يك تغيير ديگر در شيوه خود براي استفاده از باكتري قرمز رنگ Serratia marcescens به منظور ايجاد پرتره‌اي از هنرمندان و دانشمندان الهام بخش وي بهره برده است. او در اين طراحي از آلبرت انشتين و چارلز داروين به عنوان دانشمندان و پابلو پيكاسو و لئوناردو داوينچي به عنوان هنرمندان مورد علاقه خود نام برده است.

كوپفر اظهار كرد: پيكاسو و انشتين بر روي يك ايده مشابه يعني مشاهده فضاي سه بعدي از يك منظر متفاوت كار مي‌كردند كه انشتين از نظريه نسبيت و پيكاسو از كوبيسم استفاده مي‌كرد.

اين طرحها قرار است در گالري خيابان سيكمور در شهر سين سيناتي در كنار كارهاي ديگر دانشجويان به نمايش در بيايد.

 

    

 

  


موضوعات مرتبط: بیــــــــــوتکنولوژی
برچسب‌ها: بازسازی پرتره باباکتری؛نقاشی با باکتری , باکتری , بیوتکنولوژی

تاريخ : Mon 7 Oct 2013 | 13:5 | نویسنده : shaho alipanah |

دانشمندان به پیشرفت امیدوارکننده‌ای در درمان نوعی اختلال ژنتیکی عامل بروز بیماری‌های روانی   دست یافته‌اند.

این دانشمندان ادعا کرده‌اند یک اختلال ژنتیکی را که باعث بروز ADHD (بیش فعالی – نقص توجه)، افسردگی، اضطراب و مشکلات ذهنی و ادراکی در کودکان می‌شود، می‌توان با یک مکمل اسید آمینه بهبود بخشید.

این تیم تحقیقاتی با مطالعه اختلال ژنتیکی موسوم به PKU (فنیل کتونوریا)، خاطرنشان کردند: هر چند در حال حاضر تمام نوزادان از این نظر مورد آزمایش قرار می‌گیرند و این بیماری قابل کنترل است، اما هنوز در مواردی احتمال آسیب بر عملکردهای ذهنی کودکان مستعد وجود دارد.
دکتر راشل شارمن پژوهشگر اصلی این تحقیق تصریح کرد: در صورت ابتلا به PKU بدن قادر نخواهد بود که نوع خاصی اسید آمینه که در پروتئین‌ «فنیل لالامین» یافت می‌شود را فرآوری کند، در نتیجه این بیماران باید رژیم غذایی با پروتئین بسیار اندک مصرف کنند تا از بروز آسیب مغزی جلوگیری شود.

محققان دریافتند در این بیماران سطح تیروسین که یک اسید آمینه دیگر است نیز پایین است و باعث بروز افسردگی اضطراب و ADHD می‌شود.
آنها دریافتند با جبران کمبود تیروسین می‌توان از بروز این اختلالات روانی در مبتلایان جلوگیری کرد.

 


موضوعات مرتبط: عمومی
برچسب‌ها: ژنتیک , ژنتیک پزشکی , اختلال های ژنتیکی , درمان بیماری های روانی , درمان های ژنتیکی

تاريخ : Tue 25 Jun 2013 | 1:7 | نویسنده : shaho alipanah |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.